أبو الحسن الشعراني

377

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

و آن اولوا الامر كه طاعت آنها مستقلّا واجب باشد ، امام معصوم است . و امّا آن‌كه اطاعتش فرع اطاعت خدا و رسول باشد ، عصمت او واجب نيست . « 1 » يُرِيدُونَ أَنْ يَتَحاكَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ « 2 » مؤلف : از صادق و باقر عليهما السّلام روايت كردند كه آيه بر عموم است و مراد هر حاكمى است كه به خلاف حقّ حكومت كند . و اين اولىتر است ، لعموم الفائدة و دخول الكلّ تحته . علّامه شعرانى : محاكمه نزد آنان جايز نيست ، مگر آنكه طرف مخاصم كسى را به جبر نزد حكّام باطل برد و مرد مؤمن ناچار شود از خويش دفاع كند . امّا اگر كسى ابتدا نزد آنان مرافعه كند و حقّ خود را به توسّط آنها بخواهد ، جايز نيست ، بلكه بايد دو طرف دعوا به تراضى يكديگر نزد فقيهى روند و به حكم خدا و رسول راضى شوند . « 3 » فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ . « 4 » مؤلف : « كيف » سؤال عن حال باشد و معنى او استفهام بود و اينجا تقريع و تعجيب است و در موضع او دو قول گفتند : يكى رفع به خبر ابتداءا ، أي فكيف صنيعهم إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ و التقدير : الإساءة صنيعهم بالجرأة في كذبهم أم الإحسان بالتوبة ؟ علّامه شعرانى : آيا بد است كردار آنها به اين‌كه در دروغ گفتن دليرى كنند يا نيكو است به اين‌كه توبه كنند . « 5 »

--> ( 1 ) . همان ، ص 422 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 60 . ( 3 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 426 . ( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 62 . ( 5 ) . روح الجنان ، ج 3 ، ص 428 .